مرتضى راوندى

504

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

بود كه حاضر نبود از كسى تعليماتى قبول كند . بعلاوه آنقدر حسود بود كه ممكن نبود شخصى را براى معاونت و همكارى او اختيار نمود . در تكلم ، رعايت ادب را نمىكرد و در رفتار و كردار ، خيلى گستاخ و بيپروا بود . در حركات و عاداتش تنبلى و كاهلى كاملا مشهود بود . وى خزانهء كشور را به حدود افلاس و ورشكستگى ، و كشور را به مرحلهء انقلاب سوق داد . مواجب قشونى ، معمولا سه تا پنج سال عقب‌افتاده بود و سواره‌نظام عشايرى تقريبا از بين رفت . اين بود كلمات وزين راولينسون كه دربارهء او گفته است . چنين بود وضع كشور ايران در اواسط قرن نوزدهم . « 49 » پس از مرگ محمد شاه ، فرزند 16 سالهء او ، ناصر الدين ميرزا ، در تبريز بود و تهران ايام آشفته‌اى را مىگذرانيد ؛ زيرا مدعيان سلطنت به شورش برخاسته بودند و حاجى ميرزا آقاسى ، كه قادر به حفظ نظم نبود ، به حضرت عبد العظيم پناه برد و در آنجا بست نشست . در چنين شرايطى ناصر الدين شاه ، در پناه حمايت مردى زيرك و كاردان يعنى ميرزا تقى خان امير نظام ، راه تهران پيش گرفت و به مقام سلطنت رسيد . ناصر الدين شاه قبل از ورود به تهران ، ميرزا - تقى خان را با لقب اتابك اعظم به صدارت خود برگزيد . جلوس ناصر الدين شاه 1264 ه . محمد شاه كه سالها مبتلا به نقرس بود ، در شوال 1264 ، در سن 42 سالگى ، درگذشت . اين پادشاه ضعيف النفس در دوران سلطنت چهارده سالهء خود ، نه‌تنها قدمى در راه سعادت مردم برنداشت بلكه با قتل قائم‌مقام و روى كار آوردن حاجى ميرزا آقاسى به آشفتگى اوضاع افزود . عباس اقبال مىنويسد : « محمد شاه پس از آنكه به استعانت و تدبير قائم‌مقام بر اكثر مدعيان فايق آمد و به كرسى سلطنت مستقر گرديد ، همان راهى را رفت كه پدرش در قتل اعتماد الدوله حاج ميرزا ابراهيم كلانتر پيش گرفته بود و پسرش در كشتن ميرزا تقى خان امير كبير پيروى نمود ؛ به اين معنى كه به قتل قائم‌مقام ثانى ، مدبّر امور و بانى اساس سلطنت خود ، دست زد ؛ و علت اين امر علاوه بر اصلاحات مالى كه قائم‌مقام به آنها اقدام كرده و بر خلاف ميل غالب اعيان دربارى بود ، شخص قائم‌مقام بود كه تا حدى مغرور و مستبد رأى محسوب مىشد و در كارها به رعايت رأى محمد شاه ، كه مردى ضعيف النفس و بىتدبير بود ، اعتنايى نداشت . » « 50 » خدمات امير كبير ميرزا تقى خان ، از بركت هوش و استعداد شخصى ، توانست در دستگاه عباس ميرزا به خدمت مشغول شود . شهرت او از موقعى شروع شد كه به معيت خسرو ميرزا ، براى عذرخواهى از قتل گريبايدوف ، راه پطرزبورگ پيش گرفت . علاوه بر اين ، وى براى حل اختلافات مرزى بين ايران و عثمانى به ارزنة الروم رفت و ، به شرحى كه ديديم ، به رفع مشكلات توفيق يافت . ميرزا تقى خان پس از آوردن ناصر الدين - شاه به تهران ، براى تحكيم موقعيت او به اصلاح خرابيها و سركوبى گردنكشان همت گماشت .

--> ( 49 ) . تاريخ مفصل ايران ، ج 2 ، ص 487 . ( 50 ) . همان ، پيشين ، ص 810 .